معنی صنمشکن
5 بازدید
[ صَ نَ شِ کَ ] (نف مرکب) بت شکن. شکنندهٔ بت : محمود سومنات گشای صنم شکن از غرو سی گزی بسنان زره گزار.سوزنی. رجوع به صنم شود.
کلمات همقافیه با «صنمشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر