معنی صنق
6 بازدید
[ صَ نَ ] (ع اِ) شدت گند بغل. (منتهی الارب). || حلقه ای است از چوب که در حریر باشد. (اقرب الموارد). || (مص) سخت شدن گند بغل. (منتهی الارب).[ صَ نِ ] (ع ص) سخت و استوار از هر چیزی. || سخت گنده بوی. || مرد فربه و کلان جثه. (منتهی الارب).[ صُ نُ ] (ع اِ) جِ صِناق. رجوع به صناق شود.
کلمات همقافیه با «صنق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر