معنی صنط
7 بازدید
[ صَ نَ / صَ ] (ع اِ) برگ سلم که بوی پوست پیرایند. (منتهی الارب). سنط. قَرَظ. در اقرب الموارد این کلمه را صَنط بسکون نون ضبط کرده است، لکن مؤلف منتهی الارب هر دو ضبط آن را صحیح داند.
کلمات همقافیه با «صنط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نط» برای سرودن شعر