معنی صندوق پیل
6 بازدید
[ صَ قِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) هودج پیل که بر آن نشینند. (آنندراج). برجی که بر پشت پیل نهند. (ولف ذیل کلمهٔ صندوق). محفظه مانندی که در جنگها بر پشت پیل نهند و در آن نشینند و بدشمن حمله برند: به یک سو کشیدند صندوق پیل جهان شد بکردار دریای نیل.فردوسی. ز صندوق پیلان ببارید تیر برآمد خروشیدن داروگیر.فردوسی. اکلیلهای پیلان از گوهر است و لؤلؤ صندوق پیلبانان از صندل و قماری.منوچهری. به بتکده در بت را خزینه ای کردند در آن خزینه بصندوقهای پیل گهر.فرخی. جهان شد ز صندوق پیلان جنگ پر از آتش انداز و تیر و خدنگ. اسدی (گرشاسب نامه). بعزمی که بر فتح گشتی دلیل شد از خانهٔ زین بصندوق پیل.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «صندوق پیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر