معنی صنخر
11 بازدید
[ صِ خِ ] (ع ص) شتر فربه. || مرد بزرگ جثهٔ درازبالا. رجوع به دو مادهٔ ذیل شود. || غورهٔ خرمای خشک. (منتهی الارب).[ صُ نَ خِ ] (ع ص) شتر فربه. || مرد بزرگ جثهٔ درازبالا. (منتهی الارب). رجوع به مادهٔ فوق و مادهٔ ذیل شود.[ صِ نْ نَ ] (ع ص) شتر فربه. || مرد بزرگ تن درازبالا. رجوع به دو مادهٔ قبل شود. || مرد گول. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صنخر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خر» برای سرودن شعر