معنی صنجهل
6 بازدید
[ ] (اِخ) از مشاهیر حکما و اطبای هند و ماهر در علم نجوم. وی در زمان هارون و مأمون میزیست. وی را تألیفاتی بسیار است از جمله کتاب شرک الهندی است که بفارسی بود. سپس بعربی ترجمه شد و «کتاب سرد» در مداوا و علامات امراض و مشتمل است بر ده مقاله و به امر یحیی بن برمک خالدی به عربی نقل گردید. (از عیون الانباء ج ۲ ص ۳۲ و قاموس الاعلام ترکی). و او راست: اسرارالمسائل (الفهرست ابن الندیم) و کتب دیگر.
کلمات همقافیه با «صنجهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر