معنی صنتع
7 بازدید
[ صُ تُ ] (ع ص) میان کاواک از هر چیزی. (منتهی الارب). || شترمرغ خردسر یا سخت سر و همچنین است خر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || برآمده هر دو رخسار و هر دو ابرو و بزرگ پیشانی، یا باریک درازرخسار. از لغات اضداد است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || جوان قوی. (اقرب الموارد). || خردگوش. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «صنتع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تع» برای سرودن شعر