معنی صنبل
8 بازدید
[ صُمْ بُ ] (ع ص) مرد زیرک ناشناخته و ناآشنا. (منتهی الارب). رجوع به دو مادهٔ ذیل شود.[ صِمْ بِ ] (ع ص) زیرک ناآشنا. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). رجوع به مادهٔ قبل و مادهٔ بعد شود.[ صُمْ بَ ] (ع ص) مرد زیرک ناشناخته و ناآشنا. (منتهی الارب). رجوع به دو مادهٔ قبل شود.[ صِمْ بِ ] (اِخ) نام مردی از تغلب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صنبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر