معنی صنان
7 بازدید
[ صُ ] (ع اِ) گند بغل. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء). بوی بغل. (غیاث اللغات) (دهار).[ ] (اِخ) (جای کله ها) موضعی است در ساحل یهودا در نزدیکی کنارش یوشی ۱۵:۳۷ و دور نیست که صانان باشد میک ۱:۱۱ بعضی گمان برده اند که صنان جموع است و آن دهی است که به جنوب شرقی اشقلون واقع است و دیگران آن را زنایره دانسته اند که به مسافت دو میل و نیم از ریشه واقع میباشد. و دیگران بر آنند که خرابه های سنات میباشد که در شمال بیت جبرین واقع است. (قاموس کتاب مقدس).[ صَ نْ نا ] (اِخ) دلاوری بوده است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر