معنی صموخ
7 بازدید
[ صَ ] (ع ص) حیوان که گوش خفته دارد چون مرغ و ماهی و مار. مقابل اَذون. حیوان که لالهٔ گوش بلند ندارد و آن تمام طیور باشد مقابل اذون: کل صموخ بیوض و کل اذون ولود.
کلمات همقافیه با «صموخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر