معنی صمغة
6 بازدید
[ صَ غَ ] (ع اِ) ریش. || پاره ای از صمغ. (منتهی الارب).[ صَ غَ ] (اِخ) زمینی است نزدیک احد. (معجم البلدان).[ صِ مَ غَ ] (ع اِ) چیزی است خشک که در سوراخ پستان ناقه پیدا شود و چون آن برآید شیر وی خوش مزه و پاکیزه گردد. (منتهی الارب). رجوع به صِمَغ شود.
کلمات همقافیه با «صمغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر