معنی صمغالزیتون
5 بازدید
[ صَ غُزْ زَ ] (ع اِ مرکب) اصطرک است و صمغ بری وی از ادویهٔ قتاله بود و چون در چشم کشند شبکوری و تاریکی چشم را زایل کند و بول و حیض براند و چون بر دندان خود نهند، درد ساکن کند و جرب ریش شده را سود دهد و بچه بیندازد و بدل آن عصارهٔ طراثیث است.
کلمات همقافیه با «صمغالزیتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر