معنی صمغالدامیثا
5 بازدید
[ صَ غُدْ دا ] (ع اِ مرکب) صاحب منهاج آرد: آن صمغ درختی است به بلاد فارس و نیکوتر آن، آن است که صافی و مایلی به سرخی باشد و مدت و حراقت آن قوی بود و ملطف بود و بادهای غلیظ که در معده و امعاء عارض شود سود دهد و بلغم را که در معده است، لطیف سازد و تحلیل دهد و استمراء را یاری دهد و در قوت شبیه حلتیت است جز آنکه بوی آن بد نباشد. (مفردات ابن بیطار).
کلمات همقافیه با «صمغالدامیثا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثا» برای سرودن شعر