معنی صمغ‌الدامیثا

معنی صمغ‌الدامیثا

5 بازدید
[ صَ غُدْ دا ] (ع اِ مرکب) صاحب منهاج آرد: آن صمغ درختی است به بلاد فارس و نیکوتر آن، آن است که صافی و مایلی به سرخی باشد و مدت و حراقت آن قوی بود و ملطف بود و بادهای غلیظ که در معده و امعاء عارض شود سود دهد و بلغم را که در معده است، لطیف سازد و تحلیل دهد و استمراء را یاری دهد و در قوت شبیه حلتیت است جز آنکه بوی آن بد نباشد. (مفردات ابن بیطار).

کلمات هم‌قافیه با «صمغ‌الدامیثا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ثا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید