معنی صمعر
7 بازدید
[ صَ عَ ] (ع ص) سخت. (منتهی الارب). الشدید. ما غلظ من الارض. (قطر المحیط). زمین درشت. (منتهی الارب).[ صَ عَ ] (اِخ) موضعی است در بلاد بنی حارث بن کعب. (معجم البلدان).[ صَ عَ ] (اِخ) از اعلام است. (منتهی الارب).[ صَ عَ ] (اِخ) نام اسب جراح بن اوفی و اسب یزیدبن حذاق. (منتهی الارب).[ صَ عَ ] (اِخ) نام ناقه ای است.
کلمات همقافیه با «صمعر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عر» برای سرودن شعر