معنی صمصم
7 بازدید
[ صَ صَ ] (ع ص) مرد سخت زفت و ناکس. (منتهی الارب). البخیل جداً. (قطر المحیط).[ صِ صِ ] (ع اِ) جِ صِمصِمَة. (منتهی الارب). رجوع به صمصمة شود.[ صِ صِ ] (ع ص) رجل صمصم؛ مرد درگذرنده در کار و در عزیمت. || مرد رسا [ ی ] دلاور درشت کوتاه بالا. (منتهی الارب). الغلیظ القصیر. (قطر المحیط). مرد درشت. (مهذب الاسماء). مرد سطبر. - ابل صمصم؛ شتران قوی. (منتهی الارب). || زمین درشت. (منتهی الارب).[ صُ مَ صِ ] (ع ص) گذرندهٔ در عزیمت. || درشت. || استوار. || (اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صمصم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صم» برای سرودن شعر