معنی صمرة
7 بازدید
[ صَ رَ ] (ع ص، اِ) شیر بی مزه. (منتهی الارب). اللبن لاحلاوة له. (اقرب الموارد).[ صَ مِ رَ ] (ع ص) بوی گرفته. (منتهی الارب). یدی من السمک صمرة؛ منتنة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «صمرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر