معنی صمدآباد
6 بازدید
[ صَ مَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان زهرا بخش بوئین شهرستان قزوین ۶۰۰۰ گزی شمال بوئین سر راه شاه عباسی معروف قزوین به اصفهان واقع است. جلگه، معتدل. سکنهٔ آن ۴۲۸ تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، یونجه، چغندرقند، انگور و میوه جات. شغل اهالی زراعت، جاجیم و گلیم بافی است. راه ماشین رو، دبستان ۴ کلاسه و دفتر پست دارد. دارای سه مزرعه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ صَ مَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان اشکور پائین بخش رودسر شهرستان لاهیجان که در ۵۵ هزارگزی جنوب رودسر و ۱۹ هزارگزی جنوب باختری سی پل و چهار هزارگزی شوئیل واقع است. کوهستانی، سردسیر. دارای ۷۵ تن سکنه. آب آن از چشمه و استخر. محصول آنجا غلات، بنشن، ارزن، فندق و لبنیات. شغل اهالی زراعت، گله داری، شال و کرباس بافی است. راه مالروی صعب العبور دارد. اکثر سکنهٔ آن زمستان برای تأمین معاش به گیلان میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ صَ مَ ] (اِخ) ده کوچکی از دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر که در ۳۳ هزارگزی جنوب باختری هریس و ۶ هزارگزی شوسهٔ اهر به تبریز واقع است. جلگه، معتدل. سکنهٔ آن ۶ تن. آب آن از تلخه رود و چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ صَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند که ۹۲ هزارگزی جنوب خاوری خوسف واقع است. جلگه و گرمسیر. سکنهٔ آن ۳۱ تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. تابستان از سر چاه میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «صمدآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر