معنی صمخ
7 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) چیزی است خشک که در سوراخ پستان گوسپندان یافته میشود نزدیک ولادت و چون برآورده شود راه شیر گشاده گردد. (منتهی الارب).[ صَ ] (ع مص) زدن صماخ کسی را. بر سوراخ گوش زدن. (تاج المصادر بیهقی). || به مشت زدن چشم کسی را. || اذیت دادن گرمی روی کسی را. || لخت تابیدن آفتاب بر کسی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صمخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مخ» برای سرودن شعر