معنی صمج
7 بازدید
[ صَ مَ ] (معرب، اِ) جِ صَمَجَه. (منتهی الارب). قندیلها. جوالیقی در المعرب آرد: صمج، به معنی قندیلها، رومی معرب است مفرد آن صَمَجَة. شماخ گوید: و النجم مثل الصمج الرومیات. (المعرب ص ۲۱۳). رجوع به صمجه شود.
کلمات همقافیه با «صمج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مج» برای سرودن شعر