معنی صمتان
8 بازدید
[ صِ مْ مَ ] (اِخ) پدر درید و عم او که مالک است. (منتهی الارب). میدانی در مجمع الامثال آرد: گویند الصمتان، صمهٔ جشمی پدر درید و جعدبن شماخ است و این بدان ماند که گویند العمران و القمران و دو اسم را مقارن آورده اند بدان جهت که صمة جعد را در اینجا بکشت و پس از زمانی صمه هم بدانجا بقتل رسید و بین بنی مالک و یربوع جنگ درپیوست و آن را یوم الصمتین گفتند. (مجمع الامثال). رجوع به معجم البلدان شود.[ صِ مْ مَ ] (اِخ) نام جائی است و صمهٔ جشمی در آن مکان به قتل رسیده است. (معجم البلدان). رجوع به کلمهٔ فوق شود.
کلمات همقافیه با «صمتان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر