معنی صلوح
9 بازدید
[ صُ ] (ع مص) نیک گردیدن. (منتهی الارب). نیک شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (دهار) (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || (اِمص) مصلحت. || نیکی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صلوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر