معنی صلنقع
7 بازدید
[ صَ لَ قَ ] (ع ص) سرکش. سرکشی غیر منقاد. (منتهی الارب). الشدید الشکیمة. (اقرب الموارد). || ظریف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ صَ لَ قَ ] (ع ص) صوت صلنقع؛ بانگ و فریاد سخت. (منتهی الارب). - رجل صلنقع؛ مرد رسا دلاور و توانا. (منتهی الارب). - طریق صلنقع بلنقع؛ راه روشن و پیدا. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صلنقع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قع» برای سرودن شعر