معنی صلمون
7 بازدید
[ ] (اِخ) (سایه دار) کوهی است در حوالی شکیم که ابی مالک از آنجا شاخها برای آتش زدن برج شکیم قطع نمود (سفر داوران ۴۸ و ۴۹؛ کتاب مزامیر ۶۸:۱۴) و آنرا کوه عیبال نیز می گفتند و فعلاً به جبل السلامة معروف (است) و دور نیست که مبدأ اشتقاق صلمون باشد. (قاموس کتاب مقدس).[ ] (اِخ) یکی از شجاعان داود. (کتاب دوم سموئیل ۲۳:۲۸) و در اول تواریخ ایام ۱۱:۲۹ عیلای خوانده شده است. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «صلمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر