معنی صلفحاد
7 بازدید
[ ] (اِخ) (بکر) یکی از اجداد منسی است که در دشت فوت کرده جز چند دختر از او باقی نماند، علیهذا امر شد که همان دختران وارث او شوند. در صورتی که خود را به خارج از سبط خود تزویج ننمایند (سفر اعداد ۲۶:۳۳، ۲۷، ۱، ۷ و ۳۶:۲، ۶، ۱۰، ۱۱؛ صحیفهٔ یوشع ۱۷:۳؛ اول تواریخ ایام ۷:۱۵). (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «صلفحاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر