معنی صلغ
6 بازدید
[ صُ لْ لَ ] (ع ص، اِ) جِ صالغ، گاو و گوسفند که دندان شش سالگی افکنده باشد. (منتهی الارب). رجوع به صالغ شود. || پشهٔ سرخ. (منتهی الارب).[ صَ ] (ع مص) دندان افکندن گوسپند در شش سالگی یا در پنجم درآمدن یا در ششم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صلغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لغ» برای سرودن شعر