معنی صلخ
7 بازدید
[ صَ لَ ] (ع مص) سخت کر شدن. (منتهی الارب).[ صَ لَ ] (اِخ) دهی از بخش قشم شهرستان بندرعباس ۸۴هزارگزی باختر قشم سر راه مالرو باسعیدو به قشم. جلگه ای و گرمسیر. دارای ۵۵۰ تن سکنه. آب آن از چاه و باران. محصول آنجا غلات. شغل اهالی صید ماهی است. پاسگاه گارد مسلح گمرک دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «صلخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر