معنی صلحدارکلا
6 بازدید
[ صَ لَ کَ ] (اِخ) دهی از بخش بندپی شهرستان بابل، واقع در ۱۸هزارگزی جنوب باختری بابل و ۶هزارگزی جنوب شوسهٔ بابل به آمل. دشت، معتدل، مرطوب و مالاریائی. دارای ۲۶۰ تن سکنه شیعهٔ مازندرانی و فارسی زبان. آب آن از کلارود و چشمه. محصول آنجا برنج، غلات، پنبه و کنجد. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ صَ لَ کَ ] (اِخ) دهی از دهستان کیاکلا بخش مرکزی شهرستان شاهی، واقع در ۱۶هزارگزی شمالی شاهی و ۳هزارگزی باختر شوسهٔ شاهی به جویبار. دشت، معتدل، مرطوب و مالاریائی. دارای ۲۰۵ تن سکنهٔ مازندرانی و فارسی زبان. آب آن از رودخانهٔ تالار و چاه آب بندان. محصول آنجا برنج، کنف، کنجد و پنبه. شغل اهالی آنجا زراعت است. راه مالرو دارد. امامزاده ای به نام امامزاده عباسعلی دارد که بنای آن قدیمی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «صلحدارکلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر