معنی صلحاء
6 بازدید
[ صُ لَ ] (ع ص، اِ) صلحا. جِ صلیح، بمعنی صالح : قاضی مکران را با چند تن از صلحا و اعیان رعیت به درگاه فرستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۴۲). زیشان بهر اقلیم یکی بنده و بابی است کو را به صلاح گُرُهی کز صلحااند. ناصرخسرو. یکی از صلحای لبنان که مقامات او در دیار عرب مذکور بود... (گلستان). و صلحاء واعظان و نصحاء مذکران. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۱۹).
کلمات همقافیه با «صلحاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر