معنی صلتان

معنی صلتان

7 بازدید
[ صَ لَ ] (ع اِ) اسب تیز بانشاط هشیار. (منتهی الارب).
[ صَ لَ ] (اِخ) ابن عوسجة، مکنی به ابی الزهراء، وی از بنی سعدبن دارم و صاحب نوادری است. ابن عبد ربه ذکر او را در عقدالفرید آورده است. رجوع به عقدالفرید چ محمدسعید عریان صص ۷۸-۷۹ ج ۴ شود.
[ صَ لَ ] (اِخ) ابن فهمی. وی شاعری است منسوب به فهم بن مالک. (منتهی الارب).
[ صَ لَ ] (اِخ) ضبی. شاعری است منسوب به ضبةبن اُدّ. (منتهی الارب) (تاج العروس).
[ صَ لَ ] (اِخ) عبدی، نام وی قثم بن خبیئة از عبدالقیس و شاعری مفلق است. از اوست: اذا قلت یوماً لمن قد تری ارونی السری اروک الغنی و سرک ما کان عند امرئی و سر الثلاثة غیر الخفی. رجوع به عیون الاخبار ابن قتیبة، عقدالفرید چ محمدسعید عریان، الشعر و الشعراء ابن قتیبة و شدالازار ص ۳۶۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «صلتان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید