معنی صلبی
8 بازدید
[ صُ ] (ص نسبی) منسوب به صلب. اَبی. پدری. مقابل بطنی و امی: برادر صلبی؛ برادر پدری. برادر صلبی و بطنی؛ برادر ابوینی، برادر پدری و مادری.[ صُ ] (ص نسبی) منسوب به صلب که بطنی است از بنی سامة. (از الانساب سمعانی).[ صُ لْ لَ بی ی ] (ع اِ) صُلَّب. سنگ فسان. سنگی که بدان جلا دهند. (منتهی الارب). رجوع به صُلَّبیَّة شود.
کلمات همقافیه با «صلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر