معنی صلاع
6 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) گرمی آفتاب. (منتهی الارب).[ صُ لْ لا ] (ع ص، اِ) جِ صُلاّعة. تیغ پهنا. (منتهی الارب). || سنگ پهنا سخت. (منتهی الارب). الصخر العریض الشدید. (اقرب الموارد). سنگ پهن. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «صلاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر