معنی صلاح کردن
6 بازدید
[ صَ کَ دَ ] (مص مرکب) مشورت کردن. رای زدن. تدبیر کردن : اکنون بازگرد تا من با وزیران خود صلاح کنم. (قصص الانبیاء). رجوع به صلاح شود.
کلمات همقافیه با «صلاح کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر