معنی صلاحیتدار
7 بازدید
[ صَ حی یَ ] (نف مرکب) صالح. شایسته برای رسیدگی بکاری. لایق برای انجام عملی. درخور کاری. - دادگاه صلاحیت دار؛ صالح برای رسیدگی.
کلمات همقافیه با «صلاحیتدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر