معنی صلاحدید
6 بازدید
[ صَ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) تجویز. مصلحت دیدن. صلاح جستن. صوابدید. رجوع به صلاح و صلاح دانستن و صلاح اندیشیدن شود.
کلمات همقافیه با «صلاحدید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر