معنی صلابت

معنی صلابت

17 بازدید
[ صَ بَ ] (ع مص) سخت شدن. (غیاث اللغات). || (اِمص) سختی. (غیاث اللغات). || زَفتی. درشتی. مقابل لینت. || استواری. محکمی. قرصی : ... صلابت دین سلطان معلوم شد زبان اصحاب اغراض و عذل عذال بسته گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۰۲). مجنون چو صلابت پدر دید در پای پدر چو سایه غلتید.نظامی. || صولت. مهابت. ترسناکی. مخوف بودن. قدرت : گرگ را کی رسد صلابت شیر باز را کی رسد نهیب شخیش.رودکی. (بر طبق نسخه بدل لغت فرس اسدی چ پاول هورن). عتیق صفوت و صدری (؟) عمرصلابت و عدل به شرم و حلم چو عثمان، علی به علم و سخا. سوزنی (دیوان خطی متعلق به کتابخانهٔ مؤلف). هر یک به صلابت گرازی برده سر اشتری به گازی.نظامی. پشه چو پر شد بزند پیل را با همه تندی و صلابت که اوست.سعدی. عقل باید که با صلابت عشق نکند پنجهٔ توانائی.سعدی. پادشاهان سخن بصلابت گویند و باشد که در نهان صلح جویند. (گلستان). || نیرو. قدرت. توانائی. فشار: لجام در سر شیران کند صلابت عشق چنان کشد که شتر را مهار در بینی.سعدی. همچنین تا برسید بکنار آبی که سنگ از صلابت او بر سنگ همی آمد. (گلستان). || هی ان تعرض لها عسر حرکة الی الانفتاح عن التغمیض و الی التغمیض عن الانفتاح. (بحر الجواهر)؛ سنگینی که در پلک چشم پدید آید و گشودن و یا باز کردن چشم را دشوار سازد.

کلمات هم‌قافیه با «صلابت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید