معنی صقلبی
6 بازدید
[ صَ لَ بی ی ] (ص نسبی) نسبت است به صقالبه. (الانساب سمعانی). رجوع به صقلاب شود.[ صَ لَ بی ی ] (اِخ) عبدالرحمان حبیب فهری. وی قائدی شجاع بود هنگامی که داخل اموی بر اندلس استیلا داشت وی در افریقا بود و مردم را به بنی عباس خواند، اندلسیان بجنگ او برخاستند و او به کوهی در ناحیت بلنسیه پناه برد. اموی هزار دینار برای وی جایزه گذاشت و مردی از بربر وی را ناگهان بقتل رسانید. قتل وی به سال ۱۶۲ هـ . ق. رخ داد. (الاعلام زرکلی ص ۴۹۰).
کلمات همقافیه با «صقلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر