معنی صقعی
7 بازدید
[ صَ قَ ی ی / صَ قَ عا ] (ع اِ) اول نتاج است هنگامی که آفتاب سخت گرم (کذا). (منتهی الارب). اول النتاج حین تصقع الشمس فیه رؤوس البهم. (اقرب الموارد). قال ابونصر و اول النتاج حین تصقع فیه الشمس رؤوس البهم صقعاً و قال غیره هو الذی یولد فی الصقریة. (تاج العروس). شترکره که در ایام صقیع زاده باشد و آن از بهترین نتاج است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صقعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر