معنی صقعب
7 بازدید
[ صَ عَ ] (ع ص) دراز. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). بانگ کننده از شتر ماده و از دروازها. (منتهی الارب).[ صَ عَ ] (اِخ) ابن زهیر، عبداللََّه بن زهیربن سلیم، وی خال ابی مخنف است از زیدبن اسلم و عطاءبن رباح روایت کند. ابن حبان او را در ثقات آورده است. (تاج العروس ج ۱ ص ۳۳۶).
کلمات همقافیه با «صقعب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عب» برای سرودن شعر