معنی صفین
6 بازدید
[ صِ فْ فی ] (اِخ) و اِعراب آن اِعراب جموع و مالاینصرف است. ابی وائل شقیق بن سلمة را گفتند اشهدت صفین؟ گفت: نعم و بئست الصفون. و آن موضعی است قرب رقه بر شاطئ الفرات از جانب غربی بین رقه و بالس و بدانجا حرب صفین بود در غرهٔ صفر به سال ۳۷ بین علی رضی اللََّه عنه و معاویه و در شمار اصحاب هر یک اختلاف است گفته اند معاویه با یکصد و بیست هزار بود و علی با نودهزار و گفته اند علی با یکصد و بیست هزار بود و معاویه با نودهزار و این درست تر است. و در این نبرد از دو لشکر هفتادهزار تن کشته شد بیست و پنجهزار تن از لشکر علی و چهل و پنج هزار کس از لشکر معاویه و از لشکر علی بیست و پنج صحابهٔ بدری به قتل رسید و مدت توقف آنان به صفین صد و ده روز بود و نود جنگ بدان جا رخ داد و شعراء وصف صفین بسیار گفته اند... (معجم البلدان): زانم بعقل صافی کاندر دین بر سیرت مبارز صفینم.ناصرخسرو. روز صفین و بخندق بسوی ثغر جحیم عاصی و طاغی را تیغ علی بود مشیر. ناصرخسرو. آن کز بت تو آمد بر عترت پیمبر از تیغ حیدر آمد بر اهل بدر و صفین. ناصرخسرو.[ صَ فْ فَ ] (ع اِ) تثنیهٔ صف، در حالت نصبی و جری. رجوع به صف شود.
کلمات همقافیه با «صفین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر