معنی صفور
6 بازدید
[ صُ ] (ع مص) خالی شدن خنور. (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) دختر کاهن مدیانی بود که در ازدواج موسی درآمد و برای وی دو پسر تولید کرد. (حزقیال ۲:۲۱و۲۲) (قاموس کتاب مقدس). رجوع به صفورا شود.[ صَ ] (اِخ) پدر بالاق شهریار موآب بود. (سفر اعداد ۲۲:۲ و۴ و۱۰ و۱۶ و ۲۳:۱۸) (صحیفهٔ یوشع ۲۴:۹) (سفر داوران ۱) (قاموس کتاب مقدس).[ صَ ] (اِخ) قریه ای است در سواد یمامه که در آن نخلها است که آن را کبدات نامند و آن نیکوترین ثمر دنیا است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صفور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر