معنی صفوة
7 بازدید
[ صَ / صُ / صِ وَ ] (ع اِ) خالص و برگزیدهٔ چیزی. (منتهی الارب) (بحر الجواهر). برگزیده و آنچه صاف باشد از تیرگی و غش. (غیاث اللغات). خالص. (مهذب الاسماء). || (اِمص) برگزیدگی. (غیاث اللغات). بی آمیغی. پاکی. ویژگی. نابی. بی غشی. خلاف کدورت. || (مص) خلاصه کردن. (غیاث اللغات). || صاف شدن. (غیاث اللغات). صافی شدن. (دهار).[ صَ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالاولایت، بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه. در ۴۰۰۰ گزی شمال تربت حیدریه و ۲۰۰۰گزی شمال شوسهٔ عمومی تربت به باخرز. جلگه. معتدل. سکنه ۱۹۶ تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، بنشن، تریاک. شغل اهالی زراعت، گله داری. راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «صفوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر