معنی صفنة
5 بازدید
[ صَ نَ ] (ع اِ) سفره. (منتهی الارب). || ریهٔ شتر که از دهان بیرون آرد. (منتهی الارب). || رجوع به صفن شود. || توبرهٔ شبان و شتربان که زاد و ادوات خود در آن نهند. (منتهی الارب). آوند که شبان طعام خود در آن نهد. (مهذب الاسماء). رجوع به صَفْن، صَفَن و صُفْن شود.[ صَ نَ ] (اِخ) موضعی است به مدینه. (معجم البلدان) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صفنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر