معنی صفصف
7 بازدید
[ صَ صَ ] (ع ص، اِ) زمین هموار. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء). زمین هامون و نرم. (دهار) (ترجمان علامهٔ جرجانی). - قاع صفصف؛ زمین هموار بی گیاه. - قاع صفصف کردن جائی یا شهری؛ جائی یا شهری را غارت کردن و با خاک یکسان نمودن : کاروان سبزه تا از قاع صفصف کرد ارم صف صف از مرغان روان بر کاروان افشانده اند. خاقانی. چون غلام بخانه رسید سرای خویش چون قاع صفصف خالی یافت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۶). || کنارهٔ کوه. (منتهی الارب).[ صُ صُ ] (ع اِ) گنجشک. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صفصف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صف» برای سرودن شعر