معنی صفرة
6 بازدید
[ صَ رَ ] (ع مص) یک بار گرسنه شدن. (منتهی الارب).[ صَ رَ ] (اِخ) حفصی گوید: موضعی است به یمامة. (معجم البلدان).[ صُ رَ ] (ع اِمص) صفرت. زردی. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء): در تفسره صفرت او نگریست بدانست که جوان در تب مطبق عشق است. (سندبادنامه ص ۱۸۹). || (مص) زرد شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || سیاهی، از لغات اضداد است. (منتهی الارب). || (اِ) علم است بز را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صفرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر