معنی صفاری
10 بازدید
[ صَ فْ فا ] (اِخ) خلف بن احمدبن علی بن لیث صفار. وی به سال ۳۵۰ پس از ضعف کار سامانیان ولایت سیستان یافت و از عهدهٔ ادارهٔ آن نیک برآمد و کرمان را از آل بویه بگرفت و ضمیمهٔ ولایت خود کرد، و آل بویه دیگر بار آن ولایت را از وی بازستدند و خلف تا به سال ۳۹۰ در امارت ببود، سپس کار را به پسر خود طاهر واگذارد و در حدود سال ۳۹۲ درگذشت. (الاعلام زرکلی ص ۲۹۳). و رجوع به خلف بن احمد صفار شود.[ صَ فْ فا ] (اِخ) طاهربن خلف بن احمدبن علی بن لیث، رجوع به طاهربن خلف بن احمد... شود.[ صَ فْ فا ] (اِخ) طاهربن محمد. رجوع به صفاریان و رجوع به طاهربن محمد... شود.[ صَ فْ فا ] (اِخ) عمروبن لیث. رجوع به صفاریان شود.[ صَ فْ فا ] (اِخ) لیث بن علی. رجوع به صفاریان شود.[ صَ فْ فا ] (اِخ) یعقوب بن لیث. رجوع به صفاریان شود.
کلمات همقافیه با «صفاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر