معنی صفاح

معنی صفاح

6 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) جِ صفح است. (منتهی الارب). رجوع بدان لغت شود. || چیزی است شبیه به مسحه که بر رخسار می برآید و بسبب آن رخسار فراخ می گردد و آن در اسب مکروه است. (منتهی الارب).
[ صِ ] (اِخ) قومهااند در سرحد نعمان. (منتهی الارب).
[ صِ ] (اِخ) موضعی است بین حنین و انصاب حرم بر جانب چپ آنکه از مشاش به مکه درآید و فرزدق، حسین بن علی را در طریق عراق در آنجا دیده و گوید: لقیت الحسین بأرض الصفاح علیه الیلامق و الدرق... و ابن مقبل راست در مرثیهٔ عثمان بن عفان : فنعف وداع فالصفاح فمکة فلیس بها اِلا دماءُ و محرب.(معجم البلدان).
[ صَ فْ فا ] (ع ص) صیغهٔ مبالغه از صفح. غفار. صفوح. عفوّ. درگذرندهٔ گناه. بخشندهٔ جرم. آمرزگار.
[ صُ فْ فا ] (ع ص، اِ) سنگ ریزه های پهناور و دراز، صُفّاحَة یکی. (منتهی الارب). سنگ پهن. (مهذب الاسماء). || شتران بزرگ کوهان. (منتهی الارب).
[ صُ فْ فا ] (اِخ) نصر گوید موضعی است نزدیک ذروه. (معجم البلدان).
[ ] (اِخ) ابن عبدمناة الشاعر از بنی کلیب بن حبشیةبن سلول از بطون خزاعة است. (عقدالفرید چ محمد سعیدالعریان ج ۳ ص ۳۳۲).

کلمات هم‌قافیه با «صفاح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید