معنی صفات

معنی صفات

5 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) جِ صفت : به طبع آهن بینم صفات مردم را از آن گریزان از هر کسی پری وارم.خاقانی. اصلها ثابت صفات آن درخت فرعها فوق الثریا دیده ام.خاقانی. آن سیه رنگ و این عقیق صفات کان یاقوت بود در ظلمات.نظامی. نه فکرت به غور صفاتش رسد.سعدی. رشتهٔ حیات آن جوان پسندیده صفات را به انقطاع رسانیدند. (حبیب السیر جزء چهارم از ج سوم چ ۱ تهران ص ۳۲۴). رجوع به صفت شود.
[ ] (اِخ) (برج کشیک) شهر و برجی است که در کوههای اموریان در نزدیکی قادش واقع است. (سفر داوران ا: ۱۷). پلمر و دریک گمان دارند که همان سبتیهٔ حالیه است که در وسط دشت بارآوری است. (قاموس کتاب مقدس ص ۵۵۵).

کلمات هم‌قافیه با «صفات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید