معنی صغو
7 بازدید
[ صَ غْ وْ ] (ع مص) میل کردن یا میل کردن کام دهن و یکی از دو جانب وی. || مائل شدن آفتاب به غروب. || مائل شدن نجوم به غروب. || (اِمص) میل، یقال: صغوه معک؛ یعنی میل او بسوی تست. (منتهی الارب).[ صِ غْ وْ ] (ع اِمص) میل. (منتهی الارب).[ صُ غُ وو ] (ع مص) میل کردن یا میل کردن دهن و یکی از دو جانب وی. || مائل شدن آفتاب به غروب. || مائل شدن نجوم به غروب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صغو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غو» برای سرودن شعر