معنی صعود

معنی صعود

5 بازدید
[ صُ ] (ع مص) ببالا برشدن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی). ببالا رفتن. (مصادر زوزنی) (غیاث اللغات). بالا رفتن. (بحر الجواهر). برآمدن. (منتهی الارب) (بحر الجواهر). برشدن. عروج. ارتقاء. مقابل نزول.
[ صَ ] (ع ص، اِ) جای بلند. (منتهی الارب). || عقبهٔ دشوار. (ترجمان علامهٔ جرجانی). عقبهٔ دشوارگذار. (منتهی الارب). || راه بلند در کوه. (دهار). || امر دشوار. (منتهی الارب). || ناقه ای که بچهٔ ناقص زاده پس آن را بر بچهٔ سال گذشته مهربان تا شیر دهد. الناقة تخدج فتعطف علی ولد عام اول. (اقرب الموارد). اشتر، که بچه بیفکند و بر بچهٔ دیگر شیر دهد. (مهذب الاسماء). || (اِمص) بلندی، ضد هبوط. (منتهی الارب) (غیاث اللغات). || مشقت. (منتهی الارب).
[ صَ ] (اِخ) کوهی است در دوزخ. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب).
[ صُ ] (اِخ) حافظ میرمحمد علی. وی یکی از شعرای هندوستان است و نسب او به امام جعفر صادق علیه السلام پیوندد. یکی از اجداد وی از ایران بخطهٔ گجرات هندوستان مهاجرت کرد و صعود در شهر احمدآباد از آن بلاد متولد شد و در شاهجهان آباد میزیست. ازوست: ز بس که حد نبود وصف دلستان مرا همیشه جنگ بود با زبان دهان مرا شبی بخانهٔ من گر ترا گذر افتد بجای کعبه پرستند آستان مرا. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «صعود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید