معنی صعو
6 بازدید
[ صَ عْ وْ ] (ع اِ) جِ صَعوَة. (منتهی الارب). رجوع به صعوة شود. || (مص) خرد و باریک شدن سر کسی. || بانگ کردن چوزه. (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) وی جد جعفربن محمدبن ابراهیم بن حبیب صیدلانی مکنی به ابوبکر و معروف به ابن ابی الصعو است. (الانساب سمعانی ص ۳۵۲ برگ ب).
کلمات همقافیه با «صعو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عو» برای سرودن شعر